فريد الدين العطار النيسابوري
مقدمه 57
ديوان عطار ( فارسى )
از كمان ابروش چون تير مژگان بگذرد * بر دل آيد چون ز دل بگذشت از جان بگذرد ( ص 76 ) « بگذرد » را در تمام غزل « نگذرد » كردهاند . آخرين صفحهء كتاب به اين دو بيت خاتمه مىپذيرد : گاهيم بلطف مىنوازى * گاهيم بقهر مىگدازى در معرض لطف و قهر تو من * زان مىسوزم كه مى نسازى در اين نسخه 77 غزل يافت شد كه در سه نسخهء قديمى و معتبر ( مج و سل و مه ) نبود . براى اينكه از غزلهايى كه به كمك اين نسخه احياء شده است نمونهء بيشترى بدست آيد مصراع اول چند غزل را در اينجا مىآوريم : دوش چشم خود ز خون درياى گوهر يافتم جانا بسوخت جان من از آرزوى تو جانا كه گفت روزم از هجر همچو شب كن اى كاش درد عشقت درمانپذير بودى من اين دانم كه مويى مىندانم دريغا كانچه جستم آن نديدم كار چو از دست من برفت چه سازم درين نشيمن خاكى بدين صفت كه منم گر از ميان آتش دل دم برآورم دل ز دستم رفت و جان هم بىدلوجان چون كنم بوى زلف يار آمد يارم اينك مىرسد